احساسات در هم یک حوای برفی :)

اگه آدم برفی شد ، تکلیف حوا چه میشود؟ آیا او هم برفی میشود ؟ مانند من؟

تو این پست فقط یه چیزی میخوام بگم

اونم بزرگ مینویسم که برای کسی سوال نشه


منبع نوشته هام قلم توی دستمو ، قلب توی سینه امو ، فکرای توی مغزمه


این آدم برفی نیست یه حوای برفیه!


تاريخ Wed 26 Mar 2014سـاعت 9:38 PMخط خطی شده این منم|

من دل نمیبندم به هرکس و ناکسی
من دل و احساسم را پشت غرورم نگه میدارم 
بکر و دست نخورده
ومیگذارم برای کسی که همراه قدم هایم میشود
میگذارم برای کسی که سر سفره ی عقد کنارم مینشیند
ومنتظر بله گفتنم  میماند
تنها بله ی زندگیم را کنار مَردم با جان و دل میگویم
و چه زیباست گذاشتن دستم درون دست های مردانه اش
من غرورم  را فقط برای محرم دلم خُرد میکنم و بس

------------------------------------------------------------------------------


آرام بگیر دل ...
بی قراری هایت را نمیدانم چطور جوابگو باشم...
نمیدانم چطور آرامت کنم ...
آنقدر بی قراری که حتی با آمدن او هم آرام نشدی ...
محکم تر مشت میکوبی...
با تو چه کنم دل نفهم ...
چگونه پاسخ بدهم به چراهایت ...
سکوتت را برای او چگونه معنی کنم...
گریه هایت را میگذاری برای من...
خنده های پر از بغضت را میگذاری برای او ...
حرفهایت را میگذاری برای من...
سکوتت را میگذاری برای او...
دلم من کم آوردم..
خودت هربلایی که میخواهی سرم بیار ...
من دیگر گله ای ندارم ...

-----------------------------------------------------------------------------

تمام حرف هایم را در گلویم جا دادم و 
با پارچی پر از آب قورتشان دادم...
حرف هایم بماند برای خودم...
سکوت برای تو بهتر است...

تاريخ Thu 29 May 2014سـاعت 6:36 AMخط خطی شده این منم| |

من و تو حکم دَرای باز و بسته ایم
که جدا میشوند و بهم نمیرسند
من و تو حکم آشیانه و پرستوییم
که فصل کوچ دور میشوند ازهم
من و تو  حکم عقربه های ساعتیم
که ثانیه ای نزدیک همیم و ساعتی دور
من و تو حکم دو خط موازی
که تنها در افق و وهمی خیالی بهم میرسند
من و تو هیچ گاه "ما" نمیشویم
چون خدا هم مارا محکوم میکند "به جدایی"
قصه تلخیست...
من همیشه "من" میمانم
و تو همیشه "تو"...
و درکنار دیگری "ما" میشویم
هنوز هم نمیدانم داستان چیست?!ما رسیدیم به هم که جدا شویم


...قصه تلخیست جدایی...


** دوستان شرمنده با گوشی آپ میکنم نمیتونم بهتون سر بزنم منو ببخشید:(**


سنجآق شده: قصه تلخ
تاريخ Thu 29 May 2014سـاعت 6:33 AMخط خطی شده این منم| |

دیروز یه روز معمولی بود اما تولد من بود... + تولدم مبارک مگه نه؟ اینو دیروز به همه گفتم هیچ کس یادش نبود هیچ کس... تولدم مبارک
سنجآق شده: تولد من
تاريخ Thu 8 May 2014سـاعت 7:57 PMخط خطی شده این منم| |

آرام بگیر دل ... بی قراری هایت را نمیدانم چطور جوابگو باشم... نمیدانم چطور آرامت کنم ... آنقدر بی قراری که حتی با آمدن او هم آرام نشدی ... محکم تر مشت میکوبی... با تو چه کنم دل نفهم ... چگونه پاسخ بدهم به چراهایت ... سکوتت را برای او چگونه معنی کنم... گریه هایت را میگذاری برای من... خنده های پر از بغضت را میگذاری برای او ... حرفهایت را میگذاری برای من... سکوتت را میگذاری برای او... دلم من کم آوردم.. خودت هربلایی که میخواهی سرم بیار ... من دیگر گله ای ندارم ... + لابلای دفترم پر از خاطرات ورق نخورده است (زندگیم ثابت مونده روی اون خاطرات) + روزی که گذشت تولد 2سالگی وبلاگم بود *7 روز دیگه هم تولد خودم وبلاگم تولدت مبارک :) +دوستان عذر میخوام اگه فونت ناجوره و پاراگراف بندی متن درست نیست با موبایل آپ میکنم نمیتونم درستشون کنم شرمنده
سنجآق شده: بی قراری های دل
تاريخ Thu 1 May 2014سـاعت 3:20 AMخط خطی شده این منم| |

این روزها نفسم میگیرد از نفس کشیدن... نفسم میگیرید از رژه تیغ کند زندگی رو رگهایم... این روزها یاد گرفته ام نفسم را حبس کنم که دیگر بیرون نیایند ... که دم شوند و بازدم نه... این روزها یاد گرفته ام با صورتک مجازی بخندم و اشک هایم را پنهان نگه دارم برای خودم... این روزها دانه دانه اشک هایم میچکد روی صفحه گوشیی که اتاق کوچک تاریکم را روشن کرده با new massage... پیام هایی که از طرف او میایند و جواب های سربالای من با چاشنی :) ... واشک های پنهان من ... او هیچگاه نمیبیند و به گمان خودش :) رو لبانم جاریست... شب بخیر نف... + همه ی گریه هایم برای خودم تو فقط بخند...
سنجآق شده: احساس های الکی
تاريخ Wed 23 Apr 2014سـاعت 4:22 AMخط خطی شده این منم| |

دلم آرام تر مشت بکوب به سینه ام من خوب میدانم برای چه بهانه میگیری اما تقصیر من چیست؟ من خوب میدانم آغوشی را میخواهی برای تمام گریه هایت خوب میدانم یادش رگ خوابت را زده وتو لالایی میخواهی برای تمام شب هایت خوب میدانم سردت هست وتو گرمایی میخواهی از حس خجالت و دوست داشتن خوب میدانم دستانی را میخواهی برای نوازش کردن موهایت خوب میدانم بوس های داغی را میخواهی روی لبانت با طعم شیرینی تمام روزهای تلخت خوب میدانم شانه ای میخواهی برای تکیه گاه سرت خوب میدانم او را میخواهی از تمام خواسته هایت اما دلم خوب گوش کن هرچقدر هم بهانه بگیری هرچقدر هم محکم تر مشت بکوبی به سینه ی من هرچقدر هم رگ رویاهامو،آرزوهامو،خواستنی هامو،زندگیمو بزنی و خون وخونریزی راه بندازی میان تاریکی شبهایم باز هم اون آغوش،اون لالایی ها،اون نوازش ها،اون بوسه های شیرین روی دستهایت،روی پیشونیت و روی لب هایت هیچگاه باز نمیگردد این روزها را باید با طعمی گس و تلخ بگذرانی باید باور کنی او چمدانش را جمع کرد و رفت همان دوشنبه ای که میان باران و اشک های چشمانش و بغض گلویت تنهایت گذاشت و دور شدودور شدودورتر باید باور کنی"او دیگر نیست" 1اردیبهشت
سنجآق شده: احساس های الکی
تاريخ Wed 23 Apr 2014سـاعت 4:16 AMخط خطی شده این منم| |

دو احساس ضد هم

دو احساس مخالف

که هر کدام آن ها با لجبازی می گویند من

دو احساس که مدام در تصادفند

دو احساسی که به وجود آورندگانشان فرق دارند

دو آدم که هر دو رفته اند

هم از گذشته ام هم از ذهنم

اما گوشه ای از قلبم را اسیر کرده اند

یکی غرب

یکی مشرق

هر از گاهی تمام افکارم را درگیر میکنند

و باز هم تصادف پشت تصادف

و باز هم گریه پشت گریه



+هندسفریم را میگذارم درون گوش هایم و صدای گوشیم را تا آخر زیاد میکنم

 سرم را روی شیشه میگذارم و بدون توجه به اطرافم بغض لعنتی را خورد میکنم

تا خورده هایش از چشمانم آرام بچکد و گونه هایم را خیس کند

 اشک ها میریزد و نگاه های سرزنش بار دیگران هم آرامم نمیکند

 حتی خجالت نمیکشم

 این مرد م چه میدانند

 که دلتنگم.....


سنجآق شده: احساس های الکی
تاريخ Thu 27 Mar 2014سـاعت 11:28 AMخط خطی شده این منم| |

دلم برای دریا تنگ شده...

برای دیدن آبی بیکرانش...

برای نا آرامی هایش برای رسیدن به ساحل...

دلم برای ساعت ها زل زدن به آن همه ناآرامی تنگ شده ...

برای راه رفتن در ساحل ...

برای فرار کردن از دست موج ها..

دلم خیلی هوای دریا دارد...


+دریا آرام باش...

مشت نکوب به ساحل ...

او اگر میخواست لیلیت بماند...

بدون تو آنقدر آرام نبود...


سنجآق شده: دلتنگم
تاريخ Wed 26 Mar 2014سـاعت 9:12 PMخط خطی شده این منم| |

داره سال عوض میشه

اما دوستم تو عوض نشو

دشمنم تو عوض شو دست از دشمنی با من بردار

تویی که دلتو شکستم منو ببخش قول میدم عوض شم

تویی که از دستم ناراحتی ؛ قول میدم ناراحتیتو یه خنده بکنم رو لب هات

تویی که ازم دلگیری قول میدم دلتو باز کنم

ببخش

اگر بدی کردم

اگر عصبانی بودمو حرف بدی زدم

اگر ناراحتت کردم

اگر سرت داد زدم اگر غرغر کردم اگر باهات ناسازگاری کردم

اگر دیر فهمیدم دوستم داری

اگر با حرفام با کارام دل کوچیکتو شکستم

قول قول قول با سال جدید اخلاقمم نو میکنم

میشم یه مهشاد دوست داشتنی...

ولی قبلش باید ببخشیم دوست عزیز :)

سال نو مبارک

امیدوارم سالی سرشار از خوبی ها و لبخند ها و خوشی های ناتموم داشته باشید



سنجآق شده: سال نو
تاريخ Fri 21 Mar 2014سـاعت 4:1 AMخط خطی شده این منم| |

miss-A